امروز صبح که از خواب برخاستم، نخستین چیزی که بی‌اختیار به ذهنم آمد، تاریخ بود؛

تاریخ، همین میراث زنده‌ای که گاهی نه فقط روایت گذشته، بلکه سرچشمه قوت، الهام و انگیزه برای امروز ما می‌شود.

هشت ثور در ذهنم زنده شد.

روزی که فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ روز ایستادگی است، روز مقاومت است، روزی که مردم ما معنای اتحاد را نه در شعار، بلکه در عمل نمایان کردند. روزی که «یکدیگرپذیری» یک واژه نبود، یک مسیر بود؛ مسیری که مجاهدان، علما، مردم و همه اقشار جامعه در آن برای هدفی بزرگ‌تر از خود کنار هم ایستادند.

هشت ثور برای من یادآور این حقیقت است که ملت‌ها زمانی بزرگ می‌شوند که درد مشترک داشته باشند، آرمان مشترک داشته باشند و برای آن هزینه بدهند. پیروزی‌ها از دل همین همدلی‌ها زاده می‌شود.

هرگاه به آن روز فکر می‌کنم، بیشتر به این باور می‌رسم که قدرت واقعی در سلاح و ثروت نیست؛ در وحدت ملت‌هاست. در ایمانی است که انسان‌ها را کنار هم نگه می‌دارد. در اراده‌ای است که تسلیم نمی‌شود.

و امروز، وقتی به مجاهدت و ایستادگی مردم ایران می‌نگرم، همان معنا دوباره در ذهنم جان می‌گیرد؛ اینکه وحدت یک ملت چگونه می‌تواند معادلات قدرت را تغییر دهد و به جهان نشان دهد که هیچ قدرتی، هرچند بزرگ، در برابر اراده ملتی بیدار شکست‌ناپذیر نیست. ایستادگی مردم ایران نیز همچون بسیاری از ملت‌های آزاده، گواه این حقیقت است که مقاومت، وقتی با وحدت همراه شود، به یک نیروی تاریخ‌ساز تبدیل می‌شود.

هشت ثور برای من فقط یاد گذشته نیست؛ دعوتی است برای امروز، برای اینکه دوباره به وحدت برگردیم، دوباره همدیگر را بپذیریم، دوباره باور کنیم که با هم می‌توان ایستاد و می‌توان ساخت.

تاریخ گاهی فقط روایت آنچه گذشته نیست؛

تاریخ گاهی ندایی است که صبح زود، با اولین اندیشه، انسان را بیدار می‌کند و می‌گوید:

ملت‌هایی که با هم می‌ایستند، هرگز شکست نمی‌خورند.